شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۰:۴۲

یادداشتی علمی در اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد:

ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی

پترام فر

امروزه، زندگی بشر با استرس های متعدد و پیچیده ای عجین شده است و توانایی مقابله با این استرس ها باعث حفظ سلامت جسمانی،روانی و هیجانی فرد می شود.

به گزارش مفدامشهد، نسیم پترام فر روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان در خصوص ارتباط هوش هیجانی و سلامت روان، یادداشتی را منتشر کرده است؛

امروزه، زندگی بشر با استرس های متعدد و پیچیده ای عجین شده است و توانایی مقابله با این استرس ها باعث حفظ سلامت جسمانی،روانی و هیجانی فرد می شود. ناتوانی در تنظیم هیجان ها زمینه بروز بیماری های متعدد جسمی و روانی را فراهم می کند، بنابراین باید ببینیم چه عواملی در سلامت روان تاثیر گذار است تا بتوانیم آنها را ارتقا دهیم. در ابتدا بهتر است به مفهوم سلامت روان بپردازیم.

با در نظر گرفتن تفاوت بین فرهنگ ها، ارائه مفهوم دقیق از سلامت روانی مشکل به نظر میرسد اما در مجموع می توان گفت:سلامت روانی شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود،اتکاء به خود،ظرفیت رقابت،وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانایی های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می باشد.سلامت روان حالتی ذهنی همراه با سلامت هیجانی نسبتا رها از نشانه های اضطراب و همچنین توانایی خوب در برقراری روابط سازنده و مقابله با خواسته ها و محرک های تنش زای زندگی است.سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است و آنچه مسلم است این است که حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم اهمیت بسزایی دارد.

بر طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی،سلامت روان در بهترین منظرعبارت است از یک حالت پایا و کامل از نبود نشانه های بیماری و حضور نشانه های سلامت که دارای ابعادفاعلی و روانی-اجتماعی است.سلامت روان به عنوان یکی از مولفه های مهم بهداشت عمومی، ایجاد کننده توازن در زندگی و مقاومت در برابر مشکلات است.

حال برای داشتن سلامت روان بهینه باید بدانیم که چه متغیرهایی به طور عمده بر سلامت روان تاثیرگزار هستند.در زمینه عوامل موثر بر سلامت روان در مردم عادی،پژوهش های زیادی صورت گرفته است و نتایج این پژوهش ها نشان میدهد که هوش هیجانی ارتباط  معنادار مثبت و بسزایی با سلامت روان دارد.

هوش هیجانی جدیدترین تحول در زمینه فهم ارتباط میان تفکر و هیجان است.این اصطلاح اولین بار توسط سالوی و مایر مطرح شد. هوش هیجانی به عنوان نوعی توانایی،عبارت است از ظرفیت ادراک،ابراز،شناخت،کاربرد و اداره هیجان های خودو دیگران .از آن جایی که مولفه های اساسی هوش هیجانی عبارتند از توانایی فهم هیجانات دیگران و توانایی تنظیم و مهار خود و دیگران به شیوه سازگارانه،انتظار می رود افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند سازگاری اجتماعی و مهارت های اجتماعی بهتری را نشان دهند.

در واقع هوش هیجانی سازه ای چند بعدی و دربرگیرنده تعامل میان شناخت و هیجان است که منجر به کارکرد سازشی می شود.هوش هیجانی دربرگیرنده چهار توانایی به هم پیوسته،شامل:ادراک هیجان در خود و دیگران،استفاده از هیجانات برای تسهیل تصمیم گیری،درک هیجان و مدیریت هیجان است.هر کدام از اجزاء هوش هیجانی بر کیفیت سلامت روانی تاثیرگذار هستند.

در تحقیقات مختلف مشخص شده است که هوش هیجانی بالا با برون گرایی،انعطاف پذیری،دلپذیر بودن و هماهنگ نمودن احساسات مختلف،شناسایی این احساسات و عمل آن ها برمغز و رفتار، همبستگی دارد.در مقابل هوش هیجانی پایین با رفتارهای مساله ساز درونی،سطوح پایین همدلی،ناتوانی در تنظیم خلق وافسرده خویی،استرس،افت تحصیلی،مصرف الکل و مواد مخدر،انحراف جنسی،پرخاشگری و دزدی و تخریب دارایی همراه است.

هوش هیجانی به ما کمک می کند تا با درک احساسات دیگران،بتوانیم روابط اجتماعی بهتری برقرار کنیم و دیدگاه مثبت و واقع بینانه ای نسبت به خود و موقعیتی که با آن مواجه شده ایم داشته باشیم.در واقع هوش هیجانی کلید متمایز ساختن افراد و گروه ها با عملکرد برجسته و عالی از سایر افراد و گروهها با عملکرد عادی و معمولی محسوب می شود.محققان در این زمینه که مهارت های هیجانی چقدر در موفقیت موثر است با یکدیگر اختلاف نظر دارند،اما حتی بدبینانه ترین آنها اهمیت مهارت های هیجانی را در مقایسه با مهارت های شناختی یکسان می دانند.

در رابطه با هوش هیجانی و سبک های مقابله ای در برابر استرس مطالعات مختلفی صورت گرفته است که نشان می دهد: هوش هیجانی با سبک های مقابله ای مساله محور و هیجان محور مثبت همبستگی مثبت و با سبک های مقابله ای هیجان محور منفی همبستگی منفی دارد.در واقع افراد با هوش هیجانی بالاتوانایی تشخیص معنای هیجانات و روابط آنها و استدلال در حل مساله و همچنین قدرت بیشتری برای سازگاری با مسائل جدید و انعطاف پذیری و توانایی هماهنگ کردن احساسات در آن ها بیشتر است.افراد با خود آگاهی هیجانی بالا مهارت های بیشتری در مدیریت مشکلات هیجانی خود دارند.

پژوهش های مختلف نشان دادند که آموزش هوش هیجانی باعث افزایش سلامت روانی و سازگاری اجتماعی و کاهش اضطراب اجتماعی می شود.هوش هیجانی کاربرد های زیادی برای رضایت بخش تر کردن زندگی دارد.هوش هیجانی پایین اغلب ریشه اصلی مشکلاتی است که برای فرد پیش می آید.ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی،پیوند زناشویی مناسب،سلامت روانی در معرض خطرو... از جمله این مشکلات است.خودآگاهی و شناسایی نوع و شدت احساسات خود بخش مهمی از هوش هیجانی است.فردی که احساسات خود را به راحتی شناسایی می کند واکنش سریع تری نسبت به مسائل دارد.در اغلب مسائل رندگی احساسات و عواطف ما دخیل هستند،بنابراین هوش هیجانی عمدتا با این مسائل درگیر است.

افراد دارای هوش هیجانی بالاتر ، مهارت هایی مانند گوش دادن با دقت به دیگران(به عنوان یکی از آیتم های مهم سازگاری)،مهارت های سازش جویانه و مسالمت آمیز با دیگران،مردم آمیزی و همچنین احترام گذاردن به احساسات خود و دیگران و همچنین مهارت های همدلی(همان توانایی برقراری اترتباط با دیگران از طریق شنااخت افکار و احساسات)را دارند و در روابط خود به کار می گیرند که باعث سازگاری اجتماعی بهتر می شود.

هوش هیجانی بالا باعث تنظیم هیجانی مناسب در موقعیت های پرتنش و رویدادهای پیش رو می شودقابلیت های هیجانی در تشخیص پاسخ های هیجانی مناسب ،در مواجهه با رویدادهای روزمره،گسترش دامنه بینش و ایجاد نگرش مثبت درباره وقایع و هیجانات نقش موثری دارند.به این ترتیب در موقعیت های اجتماعی به کاهش اضطراب کمک می کند.

بنابراین به نظر می رسد که با آموزش هوش هیجانی می توان سلامت روانی و در نهایت کیفیت زندگی را به نحو مطلوبی ارتقا بخشید.

خبرنگار: حمید دهقانیان

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.